میکده ی فرشتگان (2)

مباحث قرآنی ، اخلاقی ، عملی و اجتماعی و ...

میکده ی فرشتگان (2)

مباحث قرآنی ، اخلاقی ، عملی و اجتماعی و ...

میکده ی فرشتگان (2)
مباحث قرآنی ، اخلاقی ، اعتقادی ، اجتماعی و تغذیه و ...
پیام های کوتاه
نویسندگان

مبحث اسم

پنجشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۳۷ ب.ظ

مبحث اسم

 جمله مجموعه ای از کلمات است که اندیشه ها، خواسته ها و عواطف ما را نشان می دهد. در زبان فارسی هفت نوع کلمه وجود دارد: اسم، فعل، ضمیر، صفت، قید، حرف و صوت .

در مورد صفت و قید مطالبی گفته شد اکنون به اسم و انواع آن می پردازیم .

اسم:کلمه ای است که برای نامیدن کسی یا چیزی به کار می رود و می توان امری را به آن نسبت داد.

مانند: کتاب حسن را آوردم.

در این جمله حسن را مفعول جمله است. زیرا نشانه مفعولی «را » رابا خود دارد و همچنین اگر از فعل جمله سوال شود  «چه کسی را » جواب «حسن را » می باشد. گفتیم راه تشخیص مفعول در جمله یکی داشتن (را و دیگر از فعل جمله سوال شود چه کسی را و چه چیزی را ) است و جواب مفعول است .

اما هرگاه کلمه (حسن) را به تنهایی در نظر بگیریم در می یابیم که این لفظ نام کسی است. از این جهت کلمه « حسن » اسم است.

در جمله «سنگ شیشه را شکست. »نیز کلمه «سنگ » نهاد است. چون فعل شکستن را به آن نسبت داده -ایم فاعل نیز هست. اما این کلمه برای نام بردن چیزی بکار می آید. از این جهت« سنگ» اسم است.

ô   چیزی که به وسیله «اسم » نام برده می شود:

شخصی است. مانند: مرد، زن، هوشنگ، خدیجه، پسر، دخترو...

 حیوانی است. مانند: گاو، سگ، اسب گربه و...

 مکانی است.مانند: کوه، دشت، پاریس، آسیاو...

 از رستنی هاست.مانند: درخت، چمن، چنار، بید، سرو، گل و...

نام ستارگان است. مانند: آفتاب، ماه، خورشید، مریخ، زهره و...

نام زمان یا وقتی است.مانند: روز، شب، صبح، بامدادو...

نام چیزهای بی جان است.مانند: کاغذ، صندلی، میز، مداد، دوچرخه و...

و یا نام حالتی است که در کسی یا چیزی وجود دارد.مانند: سفیدی، سرما، قناعت، گرما، رنج و...

ô   اسم نشانه ویژه ای با خود ندارد امّا با یکی از راههای زیر شناخته می شود:

1)     می توان آن را جمع بست:

                 دیروز جایزه ی شاگرد ممتاز مسابقه ی علمی را دادند.

                    دیروز جایزه های شاگردان ممتاز مسابقات علمی را دادند.

2) می توان به دنبال آن «ی» نکره آورد:

                               شیری در جنگلی انبوه زندگی می کرد.

3) می توان واژه های این و آن را  پیش از آن به کار برد:

                               این مطلب را قبلاً  از آن استاد نیز شنیده بودم.

4) می توان آن را به عنوان نهاد، مفعول، متمم و... در جمله به کار برد:

                              آن ماهیان با دیدن صیّاد از آبگیر گریختند.

ویژگی های اسم

هر اسم را از جهت های زیر می توان بررسی کرد:

1)     شمار

2)     معرفه (شناس)،نکره(ناشناس)، اسم جنس

3)     عام، خاص

4)     ساخت

1)            شمار:

اسم، یکی است یا بیشتر. در صورت نخست، نشانه ای همراه ندارد: کتاب روی میز است.

امّا اگر بیش از یکی باشد، یکی از این نشانه ها را دارد:

الف) ها         تقریبا همه اسم ها را می توان با« ها» جمع بست :

انسان های آگاه در جهت رشد فرهنگی تلاش های زیاد می کنند.

ب) ان          بیشتر جانداران را می توان با «ان »جمع بست:

پسران  و دختران  جوانی که امروزه در سنگر دانش با دیو نادانی پنجه در افکنده اند، پهلوانان سرافراز فردای این مرز و بوم اند.

علاوه بر دو نشانه جمع فارسی – که ذکر شد- جمع با نشانه های عربی و به صورت مکسر به شرح زیر نیز در بعضی کلمات معمول است:

ج) ات       گروهی از کلمات با «ات» جمع بسته می شوند:

دنیای امروز، دنیای تفوّق اطلاعات و ارتباطات است.

د) ین     این نشانه جمع نیز در فارسی با بعضی اسم ها کاربرد دارد:

ضابطین دادگستری مشغول به کار شدند.

ه) ون      در فارسی این نشانه نیز کاربرد دارد:

انقلابیون به مبارزه ادامه دادند.

و) جمع مکسر     در فارسی این جمع نیز کاربرد دارد:

حمله مغول از همه حوادثی که بر اقوام بشری رفته است، سهمگین تر و دردناک تر بود.

ن) جات   این نشانه بیشتر برمجموعه دلالت می کند تا جمع :

ترشی جات، سبزی جات

م) گان    ویژه کلماتی است که به(ه/ـه)ختم می شوند:

ستارگان،فزشتگان، بیچارگان

نکته: باید توجه داشت که در این کلمات و کلماتی نظیرآنها (ه) از آخر کلمه در نوشتن حذف می شود.

ل) یان     ویژه کلماتی است که به مصوت (ا، و)ختم می شوند:

آشنایان، دانشجویان

ô   نکته: اسم مفرددر فارسی مانند اسم جمع نشانه ای ندارد.

 

2) معرفه (شناس)، نکره (ناشناس)و اسم جنس

 

اسم به یکی از سه صورت زیر به کار می رود:

 الف) معرفه(= شناس): اسمی است که برای شنونده یا گوینده شناخته باشد.برخی از نشانه های اسم شناس (معرفه )عبارتند از:

1-الف) مهم ترین نشانه آن در مفعول «را » است(که بعد از اسم جنس می آید) :

کتاب را خریدم. (قبلا درباره آن کتاب صحبت شده است).

2-الف)«این» و«آن» و «کدام» پیش از اسم جنس:

چون خودم در انتخاب یکی از آن دو کتاب تردید داشتم، از کتابدار که آدم آگاهی بود، پرسیدم کدام کتاب را ببرم؟ او این کتاب را پیشنهاد کرد.

3- الف) اسم جنسی که مضافٌ الیه آن شناس باشد:

پدر جمشید، کلاه این پسر

ب) نکره (= ناشناس):  اسمی است که برای گوینده یا شنونده، به صورت ناشناس به کار می رود و نشانه آن «ی»و «ی را » پس از اسم است:

کتابی خریدم.                       کتابی را خریدم.

ô   نکته: اسم ناشناس اگر بار دیگر در کلام بیاید شناس می شود:

کتابی خریدم. کتاب خوبی بود.

ج) اسم جنس: اسمی است که بدون هیچ نشانه ای در کلام به کار رودو منظور آنتمام افراد طبقه ی خودش باشد(نه معرفه، نه نکره). اسم جنس معمولا به صورت مفرد به کار می رود:

 کتاب خریدم.(جنس مورد نظر است؛ یعنی: چیز دیگری نخریدم ).

کتاب برای تزیین اتاق نیست، برای خواندن و بهره مند شدن است.

3)عامّ و خاص

اسم عام: به کلمه ای می گوییم که با آن کسان یا چیزهای متنوع را می توان نام برد و برهمه افراد هم جنس و همنوع خود را شامل می شود.

الف )همه ی وابسته های پسین وپیشین را می پذیرد( تمام نشانه های معرفه و شناس):

 کتابی را که سفارش کرده بودید، خریدم. ببینید همین کتاب است.

 ب)برهمه افراد طبقه خود دلالت می کنند:

پدر غزالی تربیت پسران خویش،محمد  واحمد را در اخرین روزهای عمر به دوستش واگذار کرد.

ج)جمع بسته می شوند:

پسران، همسایگان

اسم خاص:کلمه ای است که برای نام بردن یک کس معین یا یک چیز معین به کار می رود و همه افراد هم جنس و هم نوع خود را شامل نمی شود.

 (بر خلاف اسم عام دو وابسته ی پسین ( نشانه های جمع – ی نکره ) را نمی پذیرد.)

               بهروزی آمد. غلط است ( بهروز )آمد.

ô   نکته1:گاه اسم مشاهیر را می توان جمع بست. حتی در این صورت هم این گونه اسامی، «خاص» هستند.

ô   نکته 2:گاهی بعضی اسم های خاص که برجسته هستند، جمع بسته می شوند. در این صورت نظایر آنها مورد نظر است مانند:

ایران سرزمین ابن سیناها، خواجه نصیرها و غزالی ها است.

ô   توجه: ممکن است یک اسم خاص برای نام گذاری چندین کس یا چندین چیز به کار رود. این نکته نباید موجب شود که اسم خاص و اسم عام را با یکدیگر اشتباه کنیم. باید بدانیم که هر بار اسم خاصی را در گفتگو یا نوشتن به کار می بریم از آن تنها یک شخص معین و واحد را اراده می کنیم. وقتی می گوییم «منیژه آمد.» مراد ما یک نفر است که می شناسیم و شنونده نیز با او آشناست. هرگز از ذکر اسم« منیژه» همه ی دخترانی را که «منیژه» نام دارند اراده نمی کنیم.  

ô   توجه:اسم خاص را به «علم و غیر علم »نیز تقسیم کرده اند، اسمی که فقط بر یک فرد مخصوص در دنیا دلالت داشته باشد و برای همه شناخته شده باشد(اسم خاص علم) گویند. مانند: (سعدی: که تنها یک شاعر به نام سعدی در دنیا وجود دارد). ولی اسمی را که برای نامگذاری افراد زیادی به کار برده می شود (اسم خاص غیر علم) گویند. مانند: پرویز، پروین، علی و...

4) ساخت اسم

اسم را از نظر ویژگی ساخت، یعنی اجزای تشکیل دهنده، به چهار نوع تقسیم می کنیم:

الف) اسم ساده (بسیط): اسمی است که فقط یک جزء (تکواژ) دارد و تقسیم پذیر نیستند و نتوانیم آن را به اجزای معنی دار دیگری تقسیم کنیم.

قبیله، بوته، شنبه، رستم، فرهنگ، شمشاد، کبریت، گوسفند.

ب) اسم مرکب: پاره ای از اسم ها به دو یا چند جزء که معنی مستقل دارند، تقسیم می شوند و اجزای آن قابل تفکیک اند:

شاهنامه، دادسرا، کارمزد.

برخی اسم های مرکب این گونه ساخته می شوند:

1-ب) دو یا چند اسم: مهمان سرا ، مادرزن، لاک پشت، کتاب خانه.

2-ب) صفت + اسم: چهارراه، نوروز، سیاه سرفه.

3-ب) اسم + بن ماضی: کارکرد، دست برد، ره اورد.

4-ب ) اسم + بن مضارع: گل گیر، مدادتراش، خط کش، خاک انداز، آب کش.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۲۶
حبیب غفاری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی