فرازی از نامه امام علی (ع) به مالک اشتر و مبنای توافق و مذاکره 

بسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِیمِ .... این فرمانى است از بنده خدا ، على امیر المؤمنین ،به مالک بن الحارث الاشتر. در پیمانى که با او مى ‏نهد ، هنگامى که او را فرمانروایى مصر داد تا : خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیکار کند ، زمینه طلب اصلاح مردم فراهم شود و شهرهایش را آباد سازد .... 

هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِیٌّ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ مَالِکَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرَ فِی عَهْدِهِ إِلَیْهِ حِینَ وَلاَّهُ مِصْرَ 

،جِبَایَةَ خَرَاجِهَا وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا وَ اِسْتِصْلاَحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلاَدِهَا ....... 

در نگاه نخست به این فراز نامه امام علی (ع) به جناب مالک ، وظایف دولت اسلامی در این نظام نامه حکومت علوی ، در چهار عنوان به صورت تیتر وار آمده است: 

1- جمع آوری مالیات و یا به قول امروزی ها، کسب درآمدهای عمومی

2- جهاد با دشمنان و یا به قول امروزی ها ، داشتن سیستم دفاعی

3- آماده کردن زمینه اصلاح امّت اسلامی

4- آباد کردن شهرها و یا عمران و شهرسازی 

با اندکی دقّت در تکالیف چهارگانه شمرده شده ، به وضوح دیده می شود که سه وظیفه کسب درآمد، جنگ و دفاع و عمران آبادانی ، به نوعی وجه مشترک همه دولت ها و حکومت های اسلامی و غیر اسلامی است.

به بیان دیگر این سه وظیفه را هم رییس جمهور آمریکا انجام می دهد و هم رییس دولت ژاپن و هم رییس جمهور ایران .

اما وجه تمایزِ یک دولتِ اسلامیِ شیعی که تحت ولایت فقیه ، انجام وظیفه می کند، با سایر دولت ها و حکومت های سکولار یا غیر دینی ، در وظیفه چهارم یعنی آماده کردن زمینه اصلاح امّت اسلامی جامعه است ، که تکلیف اصلی دولت اسلامی نیز به شمار می رود ، چرا که در بینش سیاسی توحیدی ، هدف از آفرینش انسان و جهان ، تربیت توحیدی و اصلاح و آمادگی برای رسیدن به ولایت الله می باشد. 

به بیان دیگر ، انسان در این چند روزۀ زودگذر دنیا فقط برای کسب آمادگی پذیرش و لقاءِ ربِّ خود ، درنگی خواهد کرد و نه امر دیگری ؛ البته دشمنان بشریّت از آغاز تاریخ، همواره این هدف را به حاشیه رانده و با آن به مبارزه پرداخته اند.

از دیگر آیات و روایات و شرح شارحین معزّز نامه امام (ع) به مالک، حاصل می شود در حکومت اسلامی ، هر اقدامی از طرف دولت و ملّت ، باید وسیله ای باشد برای اصلی ترین هدف و وظیفه ، که همان اصلاح امّت اسلامی است . 

یعنی هر پیشرفت اقتصادی و عمرانی و حتّی دفاعی ، به خودی خود موضوعیّت ندارد ، و اگر وسیله و مقدّمه ای برای تربیت فطری و اسلامی اهلِ بِلاد باشد ، ممدوح است وگرنه ای بسا مانع رشد و تعالی انسان هم خواهد بود.

و اکنون ما در کجا ایستاده ایم ؟ و با نگاه به کدام دورنما برای مملکت امام زمان (ع) برنامه ریزی میکنیم؟

نکند برای رونق اقتصادی و یا توّهم فَرَجِ معیشتی ، با دشمنانی به مذاکره بنشینیم که اصلی ترین مخالفتشان با اصلاح جامعه و اسلامی شدن زندگی ماست .

نکند با ترفند دشمنان وسیله را مهم تر از هدف ببینیم و نه برای رسیدن به هدف ، بلکه به امیدِ خوشیِ چند روزۀ دنیای فانی ، توافقاتی بکنیم و دنیایی را که به چشم الگو به انقلابمان می نگرند ، نا امید کنیم؟؟

رونق اقتصادی به فرمایش امام علی (ع) وسیله است برای هدف والا و نهایی حکومت اسلامی یعنی تربیت و اصلاح آحاد جامعه .

اندیشه می کنیم از اینکه وسیله را آنقدر بزرگ کنیم ، که هدف گُم بشود ؛ و برای رسیدن به رفاه اقتصادی – که با اتکای به دشمنان چندان هم امیدی به حصولش نیست - هدفهای عالی را قربانی کنیم !!
 خلاصه